ابو القاسم راز شيرازى

563

مناهج أنوار المعرفة في شرح مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة ( فارسى )

جاريه گفت : « حقّ تعالى مىفرمايد : وَ الْكاظِمِينَ الْغَيْظَ « 14 » ! حضرت فرمود : « فروخوردم غيظ خود را » ! گفت جاريه : وَ الْعافِينَ عَنِ النَّاسِ « 15 » ! فرمود : « خدا عفو فرمايد از براى تو ! عرض كرد جاريه : وَ اللَّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ « 16 » ! آن حضرت فرمود : « برو كه تو حرّى ، لوجه اللّه . و نيز روايت شده است از آن حضرت كه خواندند جاريهء خود را ، دو مرتبه ، جواب نداد ، جواب داد در دفعهء سيم ؛ آن حضرت فرمود به او : « آيا نشنيدى صوت مرا » ؟ گفت : « چرا » ! فرمود : « چرا جواب ندادى مرا » ؟ گفت جاريه : « ايمن بودم از مؤاخذهء تو » ! فرمود : « الحمد للّه الّذي جعل مملوكي يأمنني » « 17 » . و نيز مروىّ است آنكه غلامى گناه كرد آن حضرت را گناهى كه مستحقّ عقوبت بود ؛ پس گرفت آن حضرت تازيانه‌اى را و فرمود : قُلْ لِلَّذِينَ آمَنُوا يَغْفِرُوا لِلَّذِينَ لا يَرْجُونَ أَيَّامَ اللَّهِ « 18 » ! غلام گفت : « نيستم من چنين ، بلكه اميد دارم رحمت خدا را و مىترسم از عقاب او » ! حضرت ، تازيانه را انداخت و فرمود : « تو آزادى ! » . و نيز مروىّ است كه : بدزبانى و بىحيائى كرد مردى نسبت به آن حضرت ، و تغافل فرمود آن حضرت از او . گفت آن مرد : « تو را قصد كرده‌ام ! » ، فرمود آن حضرت : « من هم از تو چشم مىپوشم ! » . و نيز مروىّ است كه فيما بين آن حضرت و ابن عمّش « حسن بن حسن » ، منافرتى « 19 » بود ؛ پس آمد « حسن » به سوى حضرت ، در حال آنكه با

--> ( 14 و 15 و 16 ) - و فروخورندگان خشم ، و درگذرندگان از جرم خلق ، و خداى تعالى نكوكاران را دوست مىدارد : سورهء 3 آيهء 134 ( 17 ) - خداى را سپاس كه كنيز مرا نسبت به من ، آسوده‌خاطر قرار داد . ( 18 ) - ( اى رسول خدا ) به اهل ايمان بگو از جرم آنان كه به روزهاى خداى تعالى اميد ندارند درگذرند : سورهء 45 آيهء 14 ( 19 ) - بيزارى